با نظرات خود به وبلاگ ما کمک کنید و اگر می خواهید از همه زود تر از به روز شدن وبلاگ با خبرشوید در خبر نامه ما ثبت نام کنید

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
اخرین سلام

جواهری در قصر تموم شد کار ما هم تموم شد

 

اما شنیده شده که جواهری در قصر۲ هم شبکه ۲ خریداری کرده

یکشنبه 8 مهر ماه سال 1386
یانگوم در ایران

با سلام

 

روز دوشنبه همین هفته یانگوم به ایران می آید و قرار است که در یک مصاحبه تلویزیونی در یکی از شبکه های ایران انجام دهد

 

جمعه 2 شهریور ماه سال 1386
عکس هایی از افسر مین و یانگوم هنرپیشه گان سریال جواهری در قصر

این عکس یانگوم برای desktop هست و بسیاز زیبا و عالی هست

یانگوم عکس نمونه

سایز اصلی

عکس هایی از افسر مین

افسر مین و بکس

افسر مین تنها

افسر مین و 2 نفر دیگه

افسر مین از شما بعید هست

پنجشنبه 1 شهریور ماه سال 1386
ای ول
نقاشی از چهره یانگوم
شنبه 20 مرداد ماه سال 1386
خلاصه قسمت 4۲

... و یانگوم که بسیار نگران یونسنگ بود در اولین اقدام سعی می کند از دادن غذاهای چرب به او جلوگیری کند...

استاد شین هنگامیکه از این موضوع مطلع می گردد کلیه پزشکیاران از جمله یوئلی (یوری) را برای تجمع در اطاق یونسنگ و معاینه وی فراخوانی می کند...

همه پزشکیاران و حتی دستیاران نیز متوجه می شوند که یونسنگ فشار خون دارد و پزشکان هنگامیکه یوئلی را مورد بازخواست قرار می دهد به سادگی می گوید : واقعاً تشخیص ندادم!

یا وجود درخواست استاد شین به اخراج یوئلی لیکن پزشک مسئول که خود نیز از این نوع نیرنگ ها بی بهره نبود تنها با انزال درجه یوئلی ماجرا را خاتمه می دهد..
آخرین دیالوگ هایی که در حیاط قصر بین شین بی و یانگوم رد و بدل می شود نغمه ای از خاطرات گذشته و هشدارهای یانگوم را یادآوری می کند...

 


یانگوم با توضیح شرایط به بانو مین آخرین توصیه های ضروری در مورد یونسنگ را گوشزد می کند...

 


یانگوم ، افسر مین را در حیاط قصر ملاقات می کند و نگرانی خود را در مورد صدمه اطرافیانش در صورت تعلل از اقدامی اساسی به او اطلاع می دهد. افسر مین جو به او می گوید در این شرایط هنوز کاری مشکل است ولی یانگوم ادعا می کند که بعضی مواقع برای مسایل سخت نیز باید راه حلی یافت و نباید صبر کرد تا آسان شوند او بهترین راه را پی بردن به علت بیماری پادشاه از آن زمان تا حال اعلام می کند...

 


با توجه به اینکه او نمی توانست پادشاه را از نزدیک معاینه کند ، فکری به نظرش می رسد و آن دستیابی به اسناد سوابق پزشکی پادشاه است با وجودیکه افسر مین به او گوشزد می کند که دستیابی به چنین اسنادی امری خطرناک و تقریباً امکان ناپذیر است ولی یانگوم دست از تلاش بر نمی دارد..
او درگذشته نیز تقاضای مشاهده سوابق پزشکی شاه را از کاردار دربار کرده بود و او به شدت با او برخورد کرده بود...

 


حتی داگو و همسرش نیز نگران سلامتی یونسنگ بودند بطوریکه قطعه سنگ بینی یکی از مجسمه های بودا که اعتقاد داشتند لمس آن به راحتی زایمان کمک می کند با زحمت جدا می کنند و  به یونسنگ می رسانند!!

 


یانگوم از استاد شین تقاضا می کند تا با توجه به اینکه پزشک ملکه است اجازه دهد سوابق ملکه را بررسی کند ولی پزشک شین انجام چنین عملی را بسیار پیچیده و تا حدودی غیر ممکن می داند...
یانگوم که از دسترسی به سوابق سلطنتی با روال عادی نا امید می شود بطور مستقیم از ملکه درخواست می کند تا اجازه دهد تا سوابق پزشکی او را مطالعه کند ...

 

ولی پزشکان با شنیدن چنین موضوعی یانگوم را مورد بازخواست قرار می دهند و از یانگوم می خواهند تا تقاضای خود را از ملکه پس بگیرد ولی یانگوم به پزشکان صریحاً اعلام می کند که نمی تواند و پزشکان با کینه ای دوباره با توجه به درخواست ملکه این اجازه را برای وی صادر می کنند...
ورود و خروج به محل نگهداری سوابق سلطنتی ، تحت شرایط امنیتی خاص امکان پذیر بود بطوریکه تنها به او 4 ساعت اجازه مطالعه داده می شد و امکان رونوشت و یا دست زدن به سایر اسناد به غیر از اسناد ملکه را نداشت چه برسد به خارج کردن اسناد !

 


یانگوم پس از ورود از اغفال لحظه ای مراقب سوء استفاده می کند و یکی از اسناد سوابق پزشکی شاه را برداشته و به طرز ماهرانه ای آن را در جوراب خود پنهان می کند..

 


بطوریکه حتی ، با وجود بازرسی بدنی در حین خروج ، نگهبان متوجه این امر نمی شود...

 


بدین ترتیب یانگوم موفق به سرقت یکی از اسناد سوابق پزشکی شاه می شود ( شاید یانگوم با این امر اثبات می کند که او حتی در دزدی نیز باهوش است!)
یانگوم پس از سرقت از این محل خطرناک ، سراسیمه به پیش یونگ داک می رود و یانگ داک به سرعت از روی سوابق پزشکی رونوشت تهیه می کند ولی یانگوم به یانگ داک می گوید قصد دارد فردا نسخه دیگری از سوابق را بیاورد! حتی یانگ داک نیز به او می گوید تو دیوانه ای!

 


یانگوم بارها اسناد پزشکی سلطنتی شاه را دزدیده و  برای تهیه رونوشت به آن ها را به یانگ داک می دهد!!!

گیومیونگ نیز در فرصتی مناسب ، آخرین تلاش خود را برای بدست آوردن مین جو انجام می دهد و برای اولین بار و برای اولین شخص جملاتی بر گرفته از احساس واقعی خود را بیان می کند.. که البته ناکام می ماند...

گیومیونگ به چویی اعلام می کند هم اینک هر نقشه ای داری پیاده کن و من مانع شما نیستم! خاندان چویی هم که قصد داشتند افسر مین را به ارتباط با یانگوم متهم کنند با نیرنگی برای جمع آوری مدرک فردی را به پیش داگو می فرستند و با مست کردن داگو ....

که خوشبختانه همسر داگو به موقع وارد عمل شده و داگو را از صحنه خارج می کند...

در این وضعیت یانگوم آخرین سابقه پزشکی را به یانگ داک می رساند...
همسر داگو که بسیار نگران یانگوم است به او نصحیت می کند تا ارتباطش با مین جو را قطع کند وگر نه او و مین جانگ هو جان سالم به در نخواهد برد..

در این موقعیت شاه دچار بیماری می شود

و پزشک مسئول که مدتهاست بیماری شاه را بدرستی تشخیص نمی دهد ، به دنبال جریان فکری سوابق شاه برای بررسی سوابق وی به محل نگهداری اسناد سوابق شاه می رود ولی خوشبختانه به دلیل فراخوانی وی متوجه کمبود اسناد نمی شود!

یانگوم در این فرصت آخرین سابقه پزشکی شاه را به جایش باز می گرداند ، با خیال اینکه کسی از این ماجرا مطلع نشده است...

ولی پس از مدتی گارد امنیتی خصوصی شاه بطور بسیار آرام و مخفیانه او را دستگیر می کنند

و برای تحقیقات و بازجویی به مقر حفاظتی خود می برند و به او اطلاع می دهند که آنها ماموران ویژه ای هستند که به شدت از مسایل خصوصی خانواده شاه محافظت می کنند و هر کس به نحوی اطلاعاتی از این بخش خارج کند بدون کوچکترین اثری کشته می شود...

مامور تحقیقات به او می گوید چرا او این اسناد را خارج کرده است.. یانگوم برای اولین بار همه چیز را انکار می کند... ولی ماموران به او می گویند کار از انکار گذشته است!

مادام چویی کل قصر را بسیج می کند تا بفهمد یانگوم به چه علت تحت چنین بازجویی هراس انگیزی قرار گرفته است..

آخرین بیان ماموران امنیت خصوصی شاه حکایت بر کشتن یانگوم بدون بر جای ماندن کوچکترین اثری در نیمه شب دارد...
آخرین ملاقات یانگوم با رئیس کارداران و ماموران امنیت خصوصی است و به او توضیح می دهد که او برای نجات جان شاه این امر را انجام داده است...
مادام چویی که بالاخره با تمام تلاش از این موضوع مطلع می شود می فهمد که هدف یانگوم از دزدیدن اسناد افشای اطلاعات گذشته بوده است و اعلام می کند حتی بدون تکان دادن  انگشتانش یانگوم مرگی آرام و بی سر و صدا را برای خود فراخوانی کرده است!
یانگوم بالاخره با وساطت عمیق کاردار ارشد ، آزاد می گردد ولی ناگهان مادام چویی که از موضوع مطلع شده بود کاردار ارشد و یانگوم را در حیاط می بیند و به کاردار اعلام می کند : "پس تو می خواهی به شاه خیانت کنی" 

شنبه 13 مرداد ماه سال 1386
خلاصه قسمت 41
 بانو چویی که در ابتدا از درمان توسط یانگوم خودداری می کند ولی با وجودیکه گیومیونگ یانگوم را از درمان بانو چویی نفی می کند مادام چویی در نهایت تصمیم می گیرد که یانگوم او را مداوا کند!

او به گیومیونگ می گوید چرا زمانیکه کاری نکردم از یانگوم بترسم! و حتی یانگوم را با گفتن حرف هایی در مورد بانو هن تحریک می کند بطوریکه شاید یانگوم لحظه ای قصد می کند او را با طب سوزنی به هلاکت برساند

ولی هرگز چنین نمی کند! و از بانو هن می خواهد تا او را هدایت کند بطوریکه بتواند از راهی صحیح انتقام بگیرد...

وزیر اوگیومو که از دست افسر مین جانگ هو بسیار عصبانی بود او را متهم به ترک وظیفه خود ، فقط برای نجات جان یک پزشک بانو نمود و گزارشی بر علیه وی تقدیم شاه می کند...

به طوری که افسر مین جو بر کنار می شود!
با این وجود مردم افسر مین جو را دوره می کنند و به او می گویند که پس از آن بیماری آذوقه ای برای خوردن ندارند! ولی متوجه می شوند که افسر مین بر کنار شده و نمی تواند دستوری صادر کند... ولی افسر مین به مردم قول می دهد تا رئیس افسران منطقه را ملاقات کند..

وزیر چپ ، گزارشی دقیق از عملکرد مین جو به شاه تقدیم می کند و شاه که متوجه ماجرا می شود افسر مین جو را دوباره به کار خود بر می گرداند و حتی به خواستار ارتقای درجه وی می شود...

 سرپرست پزشکان بانو ، از یانگوم می خواهد علت سرپیچی از دستورات را بگوید ولی یوئلی سخت ادعا می کند که فرمان را به یانگوم درست ابلاغ کرده است..
جودونگ که دستور یوئلی مبتنی بر رفتن از شهر را شنیده بود با اصرار شین بی ، موضوع را به رئیش پزشکان اطلاع می دهد ولی پزشکان تصور می کنند که یانگوم از آن ها خواسته تا چنین بگویند...
در نهایت سرپرست پزشکان با اشاره به این نکته که قبل از آمدن یانگوم این دردسرها وجود نداشته او را به دفتر خدمات شهری می فرستد!

یانگوم در نیمه راه افسر مین جو را می بیند.. افسر مین جو با شنیدن ماجرا از یانگوم می خواهد که از رفتن منصرف شود و همراه وی برود...

افسر مین جو ، یانگوم را به پیش سرپرست پزشکان می برود و به سرپرست پزشکان اعلام می کند که لازم نیست یانگوم را به خدمات شهری بفرستد...

سرپرست پزشکان به مین جو اعلام می کند که این امر در حیطه مسئولیت های او است و وی حق دخالت ندارد... ولی دکتر شین اعلام می کند که افسر مین جو ارتقای درجه گرفته و اکنون صاحب منصب دوم داروخانه است!

با وجودیکه یوئلی در کار خود موفق نمی شود بانو چویی پاداش شرط شده یوئلی را به او می دهد و از او می خواهد تا در ازای این پاداش در خدمت او باشد..

در همین موقع ، داگو و همسرش به یانگوم خبر می دهند که یونسنگ حامله است...

زمانیکه بانوان دربار می شنوند که یونسنگ فرزند شاه را همراه دارد ، برای عذرخواهی به خاطر کم محلی های خود به پیش او می روند و رفتار همه با او متفاوت می شود!

یانگرو با هدایایی نزد یونسنگ می آید و از او خواهش می کند که بانوی ملازم او شود ولی یونسنگ به او اطلاع می دهد که بانوی ملازم را انتخاب کرده ام و او بانو مین است!

با توجه به افزایش درجه بانو یونسنگ ، بانوی اول موظف می شود تا برای او غذا تهیه کند و یونسنگ نیز که هنوز کینه گیومیونگ را در دل داشت ، از غذای او بار ها شکایت می کند و او را مجبور می کند بارها غذا را تغییر دهد!

بدین ترتیب ملکه دستور می دهد تا برای یونسنگ که فرزند شاه را در شکم دارد جشن ویژه ای برگزار شود...

و بانوی اول و بانو چویی مجبور می شوند تا مراسم احترام و تشکر را نسبت به او به جای آورند... یونسنگ به آنها می گوید جداً که نمی توان به آینده مطمئن بود! تا دیروز چه کسی فکر می کرد بانوچویی به من تبریک بگوید! اگر بانو یونگ اینجا بود حسابی لذت می برد!

خاندان چویی که موقیعت خود را بسیار متزلزل می بینند از اینکه مبادا یونسنگ فرزند پسری بدنیا بیاورد شدیداً هراس زده اند بطوریکه اینبار به جای یانگوم در پی نقشه ای برای یونسگ هستند!
یونسنگ از یانگوم می خواهد تا پزشک شخصی وی شود ولی پزشکان تصمیم می گیرد یو ئلی این کار را انجام دهد!
در این وضعیت یوئلی به یانگوم می گوید که اشتباه کرده و بسیار احمق بوده که با او مبارزه کرده و لطفاً دیگر او را تحریک نکند...

بانو چویی که منتظر چنین فرصتی بود از یوئلی می خواهد به نحوی بچه یونسنگ را نابود کند...

یوئلی که در نبض بانو یونسنگ احساس فشارخون بالا را مشاهده می کند بر خلاف معمول داروی نامناسبی که برای کم خونی است و سبب شدت بیماری می شود به او تجویز می کند تا بچه او سقط شود..
بانو مین از یانگوم می خواهد تا یواشکی سری به بانو یونسنگ بزند زیرا بانو یونسنگ وقتی یوئلی را می بیند با وجود تلاش یوئلی بی تابی می کند... یانگوم نیز این درخواست را می پذیرد...
ولی متوجه علائمی مشکوک می شود و هنگامیکه نبض او را معاینه می کند متوجه فشار خون بالای یونسنگ می شود...

او برای اطمینان یکبار دیگر علایم کامل فشار خون بالا و پایین را از استاد شین می پرسد...

و جان یونسنگ و فرزندش را سخت در خطر می بیند...

پنجشنبه 10 خرداد ماه سال 1386
افسر مین

اودر یکی دیگر از مصاحبه هایش گفت: من همیشه عاشق موهای کوتاه بودم اما برای فیلم مجبور شدم موهایم را کمی بلندتر بگذارم و این مرا اذیت می کرد.

او درباره ی نقشش می گوید:

من نقشم را به خوبی شناخته بودم برای همین در اجرا بسیار راحت بودم.علاوه بر این فهمیدن این داستان کار بسیار آسونی هست وبه طوری که هر کسی می تونه اون رو درک کنه (سهل ممتنع!) . و من تحت تاثیر بازی خانم لی(یانگوم) و تمام کسانی که با این فیلم درگیر بودند قرار گرفته ام و از نتیجه کار بسیار راضی ام.

او درباره ی نویسنده ها می گوید:

روی نویسنده ها فشار بسیار زیادی بود.چون اولا اطلاعات درمورد یانگوم اصلی بسیار کم بود و دوما گاهی اوقات در اواسط فیلم بینندگان درخواست می کردند که مثلا فلان نفر زنده بموند یا ..(مثل اینکه در کره فیلم همراه با پخش تولید می شده.مثل فیلم نرگس که آخرش به خاطر تقاضای بیننده ها تغییر کرد) و نویسنده ها زمان بسیار کمی داشتند که تغییرات را طوری اعمال کنند که به کل فیلم(با توجه به مدت زمان زیاد فیلم)آسیبی نرسد.

 

این رو هم بدونیم که بازیگر نقش افسر مین علاوه بر بازیگری کارهای عکاسی-گرافیک –طراحی و امور خیریه را نیز انجام می دهد و در کل آدم بسیار با پشتکاری هست.

و او برخلاف چهره ی سردش مردی بسیار خونگرم-پرحرف(!!) –خوش قلب و کمی هم خودرای هست.

به تازگی هم توی یکی از سایت ها خوندم که ازدواج کرده ولی نتونستم عکسی از ازدواجش  گیر بیارم.

 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com